تبليغاتX
جیشت!

قضیه: ثابت کنید بعد از رفتن به دستشویی نیاز به شستن دست ها نیست اگر و تنها اگر در جامعه مدرن امروزی زندگی میکنید!

 

                                    

 

اثبات:

۱. اگر شما در جامعه مدرن امروزی زندگی می کنید حتما به کامپیوتر سر و کله می زنید و هنوز هم زنده هستید.

۲. تعداد باکتری های موجود بر روی یک صفحه کلید کامپیوتر ۵ برابر تعداد باکتری های موجود در توالت است.

۳. از ۲ نتیجه می گیریم که: اگر بعد از رفتن به دستشویی، دستتان را نشسته  و بیرون بیایید، به اندازه ی یک پنجم باکتری های یک صفحه کلید، باکتری دریافت کرده اید.

۴. از ۱ نتیجه می گیریم که:  چون ما با باکتری های موجود بر روی صفحه کلید کنار آمده اید با یک پنجم آن هم کنار خواهید آمد.

۵. از ۳ و ۴ نتیجه می گیریم که: اگر بعد از بیرون آمدن  از دستشویی دست خود را نشسته و بیرون بیایید، هیچ اتفاقی برای سلامتی شما نمی افتد.

پس نیازی به شستن دست ها بعد از دستشویی نیست.

از آن جایی که تمامی این گزاره ها دو طرفه می باشد، معکوس این قضیه نیز به سادگی اثبات می شود، که خارج از حوصله ی این جمع است و برای اثبات به عنوان تمرین بر عهده ی دانشجو می باشد!

بنابراین گزاره ی دو شرطی فوق اثبات شد!


پ.ن.: اینها اثرات درس ریاضیات پیشرفته است!

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:55 |

یکی از مردم فرهنگ دوست کشورمان که برای دیدن یکی از فیلم‌های جذاب ایرانی به سینما رفته بود با سوزنی درصندلی خود پذیرایی شد! این فرد که ابتدا به گفتن یک "آخ" کوتاه به قضیه پایان داد، بعد از مواجه شدن با یادداشت زیر سرنوشتش کمی(!) تغییر مسیر داد:

 

به خانواده ایدزی‌ها خوش آمدی!

 

 

برای جلوگیری از چنین تغییرات اندک در مسیر زندگی‌تان پیشنهاد می شود که از این به بعد، از رفتن به سینما خودداری کنید. برای دیدن فیلم‌ها (حتی آن‌هایی که هنوز بر روی پرده سینماها هم نیامده‌اند و یا حتی در جشنواره نیز پخش نشده‌اند(!)) با آقای "غلام تکثیر" تماس حاصل نمایید و در کوتاه‌ترین زمان ممکن فیلم مورد نظر خود را دریافت کنید.

آدرس آقای "غلام تکثیر" شعبه طرشت: طرشت، بلوار شهید صالحی، نرسیده به میدان تیموری، ایستگاه متروی دانشگاه شریف، بیرون ایستگاه، بغل دیوار

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 0:44 |

مشکین تاژ

رنگین تاژ

آبین تاژ

زردین تاژ

سبزین تاژ

چربین تاژ

لکین تاژ

چرکین تاژ

بعدین تاژ؟؟؟

                                                     

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 15:58 |

فروردین 2387، روزنامۀ ایرانیکا

-          برای پاسداری از سنت ایرانی (!) خواندن روضه سر سفره هفت سین، کتابچه‌هایی در رابطه با این سنت ایرانی به چاپ رسید. در این کتابچه که به همت ملا تقی پشملانی تهیه شده است، تاریخچه روضه خوانی بر سر سفرۀ هفت سین به طورکامل آمده است. در این کتابچه با دلایل و براهین مستند، نظریه پخش هرگونه آهنگی دیگری بر سرسفره هفت سین رد شده است و به طور کامل توضیح داده شده است که حتی قبل از ظهور اسلام هم بر سر سفره هفت سین روضه خوانده می‌شده است.

 

اردیبهشت 2387، روزنامه ایرانیکا

-          برای آشنایی هرچه بیشتر دانشجویان و دانش‌آموزان ایرانی با سنت‌ها و آیین‌های قدیمی ایرانیان، تعداد بسیار زیادی عکس غذاهای ایرانی حاوی گوسفند، چاپ شده و در سراسر ایران پخش شد. گوسفند حیوانی است پشمالو و بسیار لذیذ که از سال‌های 1390 به علت گرانی بی اندازۀ گوشت این حیوان، از غذای ایرانی‌ها حذف شده است و تنها در ضیافت‌های شام برخی از خانواده‌های ثروتمند به چشم می‌خورد.

 

خرداد 2387، روزنامۀ ایرانیکا

-          به درخواست تمام ایرانی‌های در همۀ رده‌های سنی و در تمامی طبقات اجتماعی و ...، فیلترنت (همان اینترنت سابق) از جای جای نقاط ایران پاکسازی شد و به این ترتیب خیال همه راحت شد!

 

تیر 2387، روزنامۀ ایرانیکا

-          به همت «سازمان آمار ایران»، آماری از تعداد زن‌های یک مرد ایرانی، جمع‌آوری شد. طبق این آمار و دسته بندی‌های ارائه شده، از عهد بوق تا به امروز تمامی مردان ایرانی کم تر از چهار زن نداشته‌اند. تنها محمد رضا پهلوی، آخرین پادشاه ایرانی، برای مقابله و مخالفت با این دستور ایرانی- اسلامی، سه زن اختیار کرده بود که با مخالفت شدید مردان و زنان ایرانی مواجه شده بود.

 

مرداد 2387، روزنامۀ ایرانیکا

-          فرهنگ لباس‌های ایرانی به چاپ رسید. این فرهنگ حاوی عکس‌ها و طرح‌هایی از لباس‌های نژاد ایرانی از  ابتدا تا به امروز است. لباس‌های قوم ایرانی که قبل از ظهور اسلام، تحت تأثیر تفکرات منحط پادشان بوده نیز در این کتاب به چاپ رسیده است. در این کتاب تاریخچۀ چادر سیاه که یک لباس کاملا اسلامی است(!!!) به طور کامل آمده است. نویسنده این کتاب هر گونه ارتباط بین لباس سیاه بلند (که امروزه به عنوان چادر شناخته می‌شود) و شاه عباس صفوی را رد کرده است. در این کتاب آمده است که این پوشش از ابتدای اسلام به عنوان پوشش برتر مورد استفاده قرار می‌گرفته است که بعد از اسلام آوردن قوم ایرانی، این لباس نیز در ایران رواج پیدا کرده و با کمال میل(!) توسط زنان ایرانی پذیرفته شده است.

 

        

 

و...

 

 


در "ادامه مطلب" هم از BBCPersian یک مطلب گذاشتم، با عنوان "نوروز بی ساز و دهل و پیام احمدی نژاد". یک نگاهی بندازین، بدک نیست!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 19:23 |
امروز با بروبکس رفته بودیم چیتگر،  تابلوی راهنمای خارق العاده زیر کشف شد!!!

          

به تصویر بالا خوب دقت کنید، به نظر شما نویسنده تابلو چگونه آدمی است؟

۱. نویسنده ی این تابلو یک فینگلیش نویس خوف بوده که به جای معادل انگلیسی واژه ی اورژانس از معادل فینگلیش آن استفاده کرده است!

۲. نویسنده این تابلو یک آدم غرب گریز بوده که برای لگد مالی و ضربه زدن به فرهنگ منحط غربی، معادل انگلیسی واژه ی اورژانس را اشتباه نوشته است!

۳. نویسنده این تابلو یک آدم باحال بوده، که برای خنداندن ملت معادل انگلیسی واژه ی اورژانس را اشتباه نوشته است!

۴. معادل انگلیسی واژه ی اورژانس درست نوشته شده است!!! 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:8 |

با یک عده از دوستان نشسته بودیم، بحث بر سر این بود که چرا توی کشور ما به دو مریخ نورد spirit و Opportunity  می گن دو مریخ نورد روح و فرصت، مگه اسم ها رو هم ترجمه می کنن؟!!!

بعد از کلی بحث و بررسی کاملا علمی(!) به این نتیجه رسیدیم که برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی و پاسداری از زبانمون، تمامی واژه ها رو تاحد ممکن به فارسی برگردونیم. پس همون طور که طبق مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسی قرار شده به جای واژه بی مفهوم کراوات بگیم دراز آویز زینتی، بهتره به جای اسامی مهجور و نامأنوس زیر هم از معادل های ارائه شده استفاده کنیم:

اندرسون (Anderson) : اندر نژاد

پیترسون (Peterson) : پیتر پور

جکسون (Jackson) : جک زاده

ریچاردسون (Richardson) : ریچارد نیا

                                      

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 21:32 |

«کمپوت­ آدم» و نحوه­ی تولید آن، بسته به ساختار و فرهنگ جامعه­ی مورد نظر، متفاوت است. در این مقاله(!) قصد داریم تا به بررسی چند نوع از این کمپوت­ها در جامعه­ی ایرانی بپردازیم:

 

۱. کمپوت اتوبوسی: یکی از انواع مختلف کمپوت­هایی که تقریباً همه­ی ایرانی­ها با آن آشنایی داریم، کمپوت اتوبوسی است. تابه امروز این کمپوت مخلوطی از جنس مذکر و مؤنث بود که البته به علت تفاوت در چگالی، با هم مخلوط نمی­شدند، بلکه مثل ترکیب آب و روغن از هم جدا می­شدند. البته چند روز پیش، بنده در نمونه­ای از این کمپوت قرار گرفتم که به علت احتمال وجود ناخالصی در جنس مذکر و مؤنث، این دو دسته را در دو قوطی اتوبوسی متفاوت قرار  داده بودند! 

             

 

۲. کمپوت مترویی: دسته­ی دیگری از کمپوت های انسانی در ایران، کمپوت­های مترویی هستند. این دسته از کمپوت­ها به دلیل حجم بینهایت(!) و شتاب کاهنده_افزاینده­ای که دارند، غیر قابل تحمل­ترند، مخصوصاً وقتی یک نفر با سبزی قرمه سبزی وارد این نوع کمپوت شود!

 

                                         

 

۳.کمپوت مقدس(!): این نوع کمپوت­ها را می­توانید در کنار اماکن مقدس پیدا کنید. جایی که مواد تشکیل دهنده­ی کمپوت، دور سازه­ی مرکزی به گرد هم جمع می­شوند. دلیل این امر نیز احتمال بخشودگی گناهان کبیره، در صورت برخورد با سازه­ی  مرکزی اعلام شده است. در این کمپوت­ها نیز دو جنس مذکر و مؤنث به وسیله­ی یک دیواره­ی نامتخلخل(!) از هم جدا شده­اند! به علت استفاده بسیار زیاد از گلاب در این کمپوت، بوی بد مواد تشکیل دهنده­ی کمپوت، تا حد بسیار خوبی، قابل تشخیص نمی­باشد.

 

                    

 

۴.کمپوت ...: دسته­ی دیگری از کمپوت­های آدمیزاد وجود دارند که به علت وجود یک آدم به خصوص در یک مکان خاص تولید می­شوند. یکی از این کمپوت ها روز سه شنبه­ی گذشته در سالن جابربن­حیان دانشگاه، به مرکزیت پروفسور جوزف تیلور (برنده­ی جایزه­ی نوبل فیزیک) تولید شد. در این دسته از کمپوت­ها بسته به این­که فرد مرکزی چه کسی باشد، مواد تشکیل دهنده­ی کمپوت فرق می­کنند و بنابراین نمی­توان رفتار این گونه مواد را پیش بینی نمود!!!

                                 

 

 

انواع بسیار زیادی از کمپوت­های آدم در جامعه­ی ایرانی یافت می­شود که به علت کمبود حوصله در نویسنده، از ذکر باقی آن چشم پوشی می­کنیم!

 

این هم عکس های کمپوتی پروفسور جوزف تیلور:

 

        

 

       

 

       

 

این هم یک عکس شبه کمپوتی:

 

                        

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 19:4 |

مراحل چاپ یک مجله در ایران:

                                       

۱.  انتخاب یکی از نام های

فردای سبز، فردای روشن، فردای امروز، فردای فردا، فردای پس فردا، فردای پسون فردا و ...

خانواده ی فردا، خانواده ی موفق، خانواده شاد، خانواده ی سبز و...

راه سبز، جاده ی سبز، زندگی سبز، زندگی بنفش، زندگی قهوه ای و ...

موفقیت، توفیق، سربلندی، سرافرازی، شادابی، نشاط و ...

۲. انتخاب یک هنرپیشه، فوتبالیست، خواننده و ...

اگر انتخابتان یک هنرپیشه است، بهتر است توی یکی از سریالهای آبکی پرطرفدار جدید تلویزیون بازی کرده باشد!

بهتر است انتخاب یک فوتبالیست، بعد از پیروزی تیم ملی بر تیم جزیره ی سوشالاپاماسونامی(!) در گواتمالا انجام بگیرد! اگر این فوتبالیست به تازگی وارد کار خوانندگی شده باشد که چه بهتر!

۳. حال کافی است یکی از مصاحبه های این فرد را بخوانید و هر گونه برداشتی از هر جمله ای را بنویسید. به عنوان مثال:

آقای «محرم قلیپور کاشی» از این که گوجه فرنگی سرخ شده در سس تاتار را با یک لیوان شیر مخلوط کرده و میل نمایند، خر کیف میشوند!

خانوم «فیفولی» در رستوران «جلبک دریایی» با آقای «گوگولی» آشنا شدند و بعد از بازی در فیلم «تو در دل و روده ی من هستی» یک دل نه صد دل عاشق ایشان شدند. البته این عشق کاملاً دو طرفه بوده و به ازدواج این دو کبوتر سینمای ایران منجر شده است. قرار است این زوج هنری همراه با هم در فیلم های «مسافر»، «عروس»، «دوماد» و «پدر زن»، «پدر شوهر»، «پدر سالار»، «روز اول»، «روز دوم»، «روز سوم»، «روز چهارم» ... «روز یک هزار و هفتصد و چهل و ششم» و ... بازی کنند.

                                      

۴. برای طرح روی جلد، عکس یک فرد محبوب را همراه با چند تیتر رنگی کنار هم بگذارید. در حال حاضر عکس یانگوم بیشترین طرفدار را دارد.

                                                

۵. با گذاشتن چند تا تست خودشناسی و طالع بینی هندی و چینی و مصری و سواحل عاج و ... کار شما تمام می شود!

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 13:55 |

«طرح حجاب» کلمه ای است که همگی کم و بیش شنیدیم و یا درگیرش شدیم، امسال این طرح، که قراره باعث ارتقای سطح سلامت فرهنگی جامعه بشه، در جای جای کوچه و خیابون خودش رو نشون می­داد. به عنوان مثال:

 

۱. پای مانکن هایی که شلوار کوتاه داشتن و ساق پاشون دیده می شد رو با پارچه پوشیده بودن تا مبادا باعث تحریک مردان سالم و چشم و گوش بسته­ی این مرز و بوم بشه!

 

۲. به دستور رئیس جمهور، قرار شد تلویزیون بیشتر به پخش فیلم­های ساخت داخل بپردازه و از نشان داده فیلم­های مستهجن خارجی که زن­های بی حجاب از خدا بی خبر، توش به انجام حرکات قبیحه می­پردازن، خودداری کنه!

 

۳. قلیون که یکی از مصداق­های فرهنگ غربی (!) و باعث انحطاط جامعه­ی اسلامی­است رو جمع کردن! البته به احتمال زیاد خرید و فروش مواد مخدر از جمله همین تریاک خوش رنگ آشنای خودمون(!)( این جمله رو واسه­ی هم ولایتی­ها نوشتم!) که مکان استفاده­ی عمومی نداره و توی خونه­ها مصرف می­شه، رواج بیشتری پیدا می­کنه!

به هرحال درست کردن ظاهر جامعه، برای بستن دهن خیلی­ها کافیه!

 

۴. این طرح حجاب به جایی رسید که توی یکی از شهرستان­های میهن اسلامیمون، دختری رو به علت پوشیدن کفش سفید رنگ گرفتن!

 

۵. و هزارها هزار مثال دیگه شاید یکیش در مورد من، تو و ... باشه!

 

خوب البته خیلی از چیزها هم بود که نشد امسال اجراش کنن و قراره برای سال دیگه روی این مسأله نیز تحت بررسی و کار کارشناسی (!!!) قرار بگیره و فعالیت­های فرهنگی بیشتری انجام بگیره، از این جمله:

۱.قراره هرگونه عکس زن­های بی­حجاب که در جامعه وجود داره، جمع بشه و با انجام اصلاحات به صاحبانشون برگردانده بشه! البته لازم به ذکر است که هزینه­ی پست بر عهده­ی صاحب عکس خواهد بود! در این راستا بسیاری از صاحبان صور قبیحه اقدام به سوزاندن عکس­هاشون کردن تا از پرداخت هزینه­ی پست معاف بشن!

 

                         

 

قابل ذکر است که عکس­هایی که قابلیت اصلاح نداشته باشن، جایگزین خواهند شد!

 

 

 

 

         

 

۲.قراره در پارک­ها دو در ورودی جداگانه برای خانم­ها و آقایان تعبیه بشه و پارک­ها نیز به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم بشه! البته از آنجا که جنس برتر(!) مرد نمی­تونه جلوی خودش رو بگیره و احتمال هرگونه چشم چرانی وجود داره، باید خانم­ها با پوشش کامل اسلامی در پارک حضور داشته باشن! البته به علت آزادی­های زیادی که در مملکت ما به بانوان عفیفه داده می­شه، خانم­ها اجازه دارن از تمامی وسایل تفریحی موجود در پارک­ها استفاده کنن!

 

                  

 

۳.از  آن­جا که حتی حیوانات نیز ممکنه باعث تحریک آقایون بشن(!)، قراره تمامی جانورهای خانگی که صاحب دارن با پوشش کامل که در خور جامعه­ی ما باشه، وارد جامعه بشن! حیوانات خیابانی نیز جمع آوری شده و تحت آموزش قرار خواهند گرفت .

 

                        

 

۴.از آنجایی که اجرای این طرح حجاب تنها برای آقایان ناراحتی­ها و مشکلات روانی را به وجود خواهد آورد، امکاناتی برای جایگزینی به وجود خواهدآمد. از آن جمله، دفاتر ازدواج و طلاق به صورت شبانه روزی برای صیغه کردن در خدمت عموم آقایان چشم و دل پاک این مرزو بوم خواهند بود. حتی امکاناتی از قبیل صیغه­ی همزمان چندین زن، صیغه­ی اینترنتی و ... نیز به وجود خواهد آمد.

 

                     

 

به علت این که برخی از آقایون این مملکت خیلی خیلی چشم و دل پاک هستن و توانایی پیدا کردن زن صیغه­ای را ندارند، کاتالوگ­هایی با نام «صیغه­نیوز» در کیوسک­های روزنامه فروشی به فروش خواهد رسید. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی اینترنتی زیر مراجعه نمایند:

 

                                     WWW.Sighenews.Com

 

۵.اقدامات فرهنگی بسیار زیادی در دست بررسی و کار کارشناسی است و در صورت تصویب به اطلاع عموم خواهد رسید!

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 15:23 |
 

       

+ نوشته شده توسط ریحانه در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 11:37 |
الهي بنزينت تموم شه و وسط بيابون گير کني و هر کي رد شد از کنارت ماشينش گاز سوز باشه ...!
+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 10:17 |

ببینید سرویس بهداشتی چه نمی کنه!!! 

این عکس رو یکی از هم ولایتی ها گرفته که ازشون ممنونیم!!!

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 10:6 |
اگه تا به حال رانندگی کرده باشین و این قدر شاسکول باشین که این کار رو اول صبح انجام داده باشین ممکن است با این مشکل برخورد کرده باشین که پشت چراغ راهنمایی (در صورتیکه چراغ رو به خورشید باشه) رنگ چراغ رو تشخیص نداده باشین! اگر مثل من راننده ی ماهری (!)بوده باشین ، ممکن است به ماشین جلویی نگاه کرده باشین و رفتارتون رو براساس اون تنظیم کرده باشین اما.....

حال یک ایرانی نابغه پیدا شده که یک چراغ راهنمایی اختراع کرده که در ساعت هایی که این مشکل وجود دارن چراغ رو به اندازه ی ۳۰ درجه (!!!!!) کج می کنه و تمامی مشکلات برای من راننده ی ماهر و شما ی تازه کار حل می شه!

پس نگران     ن باشین!!!!

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 9:3 |
توی این تهران کثیف وقتی باران می آید همه خوشحال می شن به امید این که در صدی از آلودگی هوا کم می شه اما با اظهارات تازه ی جناب آقای یوسف رشیدی (مدیرعامل کنترل کیفیت هوای تهران) باید یادمون باشه که توی تهران هیچ وقت دعا نکنیم که باران بیاید!!!!

آقای رشیدی فرمودن که درست است که باران در کاهش آلاینده هایی مثل ذرات معلق، ازت و اكسيدهاي گوگرد تاثير داره اما مونوکسید کربن که مهم ترین آلاینده ی هوا است نه تنها کم نمی شه بلکه زیاد هم می شه! علت این امر هم آفزایش ترافیک در برخی از نقاط شهر تهران است! البته فکر نکنید که خود باران باعث افزایش ترافیک می شه... نه... آب گرفتگی معابر شهر تهران که (کاملا براساس اصول مهندسی ساخته شده اند) این افزایش ترافیک رو به وجود می آره!!!!

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 10:41 |

+ نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 23:54 |
در اولين مزايده شماره‌هاي رند و مرتب تلفن همراه دولتي كه ماه جاري برگزار مي‌شود ، كمترين قيمت پيشنهادي براي شماره 09126501144 ششصد هزار تومان و بيشترين قيمت پيشنهادي نيز 30 ميليون تومان(!) براي شماره 09122222222 در نظر گرفته شده است!!!!

قيمت پايه منحصر به فردترين شماره مرتب تلفن همراه كشور يعني 09123456789 در حال حاضر و در بازار سيم كارت تهران 70 ميليون تومان (!) در نظر گرفته شده است.

به گزارش فارس، شماره تلفن همراه 09123456789 تنها شماره موجود در شبكه تلفن همراه است كه با 09 آغاز و با 9 نيز ختم مي‌شود.

+ نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 23:20 |
شما اگه جای این خانوم بودین چه احساسی بهتون دست می داد؟!

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 18:26 |

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 18:23 |
ما هم بالاخره یک روزی می میریم و همان طور که از نسل های قبل یک چیز هایی باقی مونده از ما هم یک چیزهایی باقی می مونه که نشون می ده ما کی بودیم ...اما نکته ی مهم این جاست که بهتر نیست که در مورد این چیزهایی که از ما می مونه بیشتر فکر کنیم...

می خواستم سوغاتی براتون چیز های خوب خوب بیاورم اما ترجیح دادم عکس های زیر رو براتون بیارم...

اینجا مسجد زیبای شیخ لطف الله است... اصفهان...با اون طاووس قشنگش

                

 اما این جا هم همان جاست... مسجد شیخ لطف الله و این چیزی است که از ما باقی خواهد ماند...

                 

 ببینید سازندگان مسجد جامع اصفهان چه کرده اند...

                                                              

این هم ساخته ی دست بشر امروزی در همین مسجد...

           

این هم مقبره ی کوروش کبیر ...پاسارگاد...

           

اما این جا هم پایه ی همان مقبره است...

              

چه باید گفت...

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 17:21 |
    
+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 0:52 |
      

       

 

       

       

      

      

        

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 13:31 |

اين سرود رو لومر فرانسوي(موسيقي‌دان نظامي اعزامي به ايران در دوره قاجار)  ساخته. اين سرود براي پيانو نوشته شده و يك بار موقع ورود مظفرالدين شاه قاجار در پاريس اجرا شده. اين اجرا اولين اجراي رسمي و با ارکسترشه كه بيژن ترقي (به پيشنهاد رهبر اركستر) برايش شعر سروده و در دهم و يازدهم مهرماه ۸۴ در تالار وحدت اجرا شده است.

      

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 20:12 |