تبليغاتX
جیشت!
۱. خیلی سخته که به یک دلیل احمقانه، مجبور بشی جایی غیر از رختخواب خودت بخوابی!

۲. خیلی بده که این جای جدید، پنجره هایی رو به یک باغ داشته باشه!

۳. خیلی افتضاحه که نصفه شب، یک چیزی در حدود صد تا کلاغ تصمیم بگیرن که توی این باغ دعوا راه بندازن!

۴. خیلی وحشتناکه که بستن پنجره هم هیچ کمکی به حل قضیه نکنه!

۵. خیلی گریه آوره که پتوت عایق صدا نباشه!

۶. خیلی شرم آوره که خرافاتی باشی و به بد یمنی کلاغ اعتقاد داشته باشی!

۷. خیلی ناراحت کننده است که روز بعد این بد یمنی کلاغ ها، کار دستت بده!

۸. خیلی بده که زندگیت به حیوون ها گره خورده باشه!

                        

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 21:48 |
   RBA NEWS                                                     

به مناسبت روز «...»، ریاست محترم دانشگاه «...» از خوابگاه بازدید نمودند. در این بازدید، ایشان به بررسی امکانات موجود در خوابگاه پرداختند. سپس در یک سخنرانی پدرانه برای دانشجویان خوابگاهی، از امکانات جدید موجود در خوابگاه تجلیل به عمل آوردند.

پریزهای برق مدل جدید یکی از امکانات جدیدی است که به شدت مورد توجه ایشان و دانشجویان مستقر در خوابگاه قرار گرفته است. این پریزها برای موارد بسیار زیادی مورد استفاده قرار می گیرد. از جمله:

شارژ کردن لپ تاپ و موبایل در راه پله ها

خود کشی

دیگر کشی (خصوصا هم اتاقی کشی)

برگزاری مراسم مختلف و جشن و سرور در راه پله ها

و ...

                         

                                

                               

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 18:24 |

بچه­هایی که با دکتر ملائک درس طراحی هواپیما رو گذروندن با این واژه به خوبی آشنا هستند. درسته که دکتر ملائک از هر چیزی تعریف نمی­کنن، اما بعضی چیزها هستن که از نظرشون «شاهکار طراحی» محسوب می­شن!

من هم چون به هرحال پرورش یافته­ی دکتر ملائک هستم، از هر چیزی خوشم نمی­آد و به هر چیزی نمی­گم «شاهکار طراحی»!

اما چند شب پیش با چند تا از دوستان رفتیم بلوک جدیدی رو که توی خوابگاه ساختن بررسی کردیم. واقعاً «شاهکار طراحی» بود!!!

 

                            

 

فکر کنم من هم که فقط یک «درس نقشه کشی ۱» پاس کردم نمی­تونم به این خوبی، زمین به اون بزرگی رو حروم کنم و نقشه­ی به این افتضاحی در بیارم!

اگه از بیرون به این ساختمون نگاه کنی نسبت به بلوک­های قبلی خیلی بهتر به نظر می­رسه؛ حتی توی راه پله­ها هم خیلی خیلی بهتر از اون قدیمی­هاست. پاتو که توی سوییت­ها می­گذاری، کمدها و قفسه­های خشگل چشمت رو می­گیره، اما کافیه یک ذره به چیدمان اتاق­ها فکر کنی!

                             

درسته که تمامی شونزده واحد این بلوک با هم متفاوتن و هیچ هماهنگی با هم ندارن(!) اما یک سری چیزهایی هست که بین همشون مشترکه، مثل:

۱.فکر می­کنین اگه یک اشکال در برق و سیم­کشی و ... این سوییت ها پیش بیاد، باید چی کار کنن؟!!

                                     

۲. استفاده از تمامی پریزهای برق این اتاق­ها با اعمال شاقه انجام می­شه!

                                      

۳. برای خالی نبودن عریضه سعی کردن در بعضی از جاها پنجره تعبیه کنن! البته چون هدف درس خواندن محضه، به هیچ عنوان، حتی برای تهویه اتاق نیز نباید با بیرون هیچ گونه ارتباطی وجود داشته باشه! مبادا حواس کسی یک ذره پرت بشه!

               

۴. تا اتمام این ساختمون، حتماً یک رابطه­ی منطقی بین «دوش آب»، «کابل برق» و «هوا کش» برقرار خواهد شد!

                

۵. از آن جایی که بین تمامی سازندگان این بلوک هماهنگی کامل برقرار بوده، نجار با بنا هماهنگ کرده که کمدها رو یک جوری بسازه که حتما یک فضای پرت داشته باشه!

                        

من فکر می­کنم اصلاً امکان نداشته که به جای دو تا کمد با این ابعاد ناز(!)، سه تا کمد با ابعاد زیر ناز (!) یک دو تا کمد با ابعاد بالای ناز(!) بسازن، چون به هرحال بچه­ها یک جایی رو برای قایم شدن موقع بازی خیلی ناز «قایم موشک» لازم دارن!!!

به هرحال این قدر اشکال توی خوابگاه ما وجود داره که نمی شه به این جور چیزها گفت ایراد و اشکال.

+ نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 17:33 |

                                               توی خوابگاه خودتی و خودت!

برای من که توی خونه همه کارهام رو برام انجام می­دادن، این جمله­ی «خودتی و خودت» خیلی پر مفهومه!

با توجه به این جمله­ی «خودتی و خودت» می­تونی به دو صورت رفتار کنی:

  1. از تمام کارهایی که بقیه برات انجام می­دادن صرف نظر کنی!
  2. همه­ی کارهایی که بقیه برات انجام می­دادن رو خودت انجام بدی!

هر کدوم از این دو، مزایا و معایبی داره که فقط کافیه یک دوست صنایعی داشته باشی تا کارهای مختلف رو برحسب این دو بهینه کنه! البته باید پارامترهای زیادی رو در نظر بگیره، مثل ضریب لختی خودت (همان ضریب تنبلی)، ضریب اهمیت ( که از تقسیم اهمیت کار به نتیجه حاصل به دست می­آد) و ....

 

اگه تمامی این ضرایب رو بذارین توی فرمول، در مورد من نتیجه می ده که باید از «سبزی» صرف نظر کنم!

ولی امروز بعد از چهار سال در خوابگاه بودن بالاخره کودتا کردم و سبزی خریدم، بعد پاک کردم، بعد شستم، بعدش هم می­خوام برم بخورم!!!

 

                    

 

البته شاید دلیلش این باشه که بعد از چهار سال سکونت در خوابگاه ضریب لختی­ام اومده پایین و داره به سکت صفر میل می­کنه!

 

                    

حالا از کارهای خانه داری، فقط بچه­داری رو بلد نیستم (!) که به علت بالا بودن مخارج دانشگاه قراره با هم­اتاقی­هام یک مهد کودک توی اتاق باز کنیم و بچه­های ناظمه­های خوابگاه رو نگه داریم، تا هم یک چیزی گیر ما بیاد، هم یک کاری یاد بگیریم و هم ساکنین خوابگاه از دست بچه­های بی­تربیت ناظمه­ها خلاص بشن!!!

                   

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 17:19 |

خبری که شب گذشته همه را تحت تأثیر قرار داد و  در مدت بسیار کوتاهی خبر اول خبرگزاری­ها شد:

 

نیمه شب پریشب (!)، یک عدد سوسک بی­خانواده­ی بی­خانمان که از غم، تنهایی، فلاکت و آوارگی در کوچه­ها و خیابان­ها خسته شده بود، به واحد 36 در خوابگاه طرشت 2 دانشگاه صنعتی شریف پناه برد. که در آن­جا توسط سه تن با نام­های «ش.ر.» ، «ل.ج.» و «ر.ب.» به قتل رسید.

 

آن طور که «خرس» (خبرگذاری رسمی سوسک­ها) گزارش نموده است، نیمه شب پریشب یکی از دانشجویان ساکن بلوک 3 در خوابگاه طرشت 2 به کلانتری منطقه­ی خودمختار طرشت مراجعه نمود و اظهار داشت که حدود ساعت 1 نیمه شب صداهای عجیبی از واحد 36 واقع در بلوک 3 به گوش می­رسیده است که باعث مشکوک شدن او و بقیه­ی ساکنین بلوک شده و به همین علت به کلانتری مراجعه نموده و خواستار پیگیری مسئولین ذی ربط شده بود.

به دنبال این ادعا، پلیس با یک اقدام فوری، این واحد را تحت نظر گرفت و یک ساعت بعد با صدور مجوز ورود، به این واحد وارد شدند.

در ابتدا ساکنین این واحد هرگونه اتهامی را رد نمودند ولی با پیدا شدن آلات قتاله، مجبور به اعتراف شدند.

                   

                      

 

در اعترافات «ل.ج.» آمده است: «ساعت 1 نصفه شب بود که با ورود یک عدد سوسک به واحدمون، کار ما شروع شد و تصمیم گرفتیم که نقشه­ی شوممون رو اجرا کنیم. به این ترتیب «ر.ب.» از یک اسپری استفاده کرد که حاوی مواد سمی بسیار خطرناک بود و باعث  لرزش و گیجی می­شد، بعد نوبت به «ش.ر.» رسید که با یک جارو به جان سوسک افتاد و مغزش رو در کف اتاق متلاشی کرد. من هم در همین حین در حال تصویر برداری بودم تا بعداً عکس­هاشو رو ببینیم و لذت ببریم»

آن طور که روانپزشکان حدس میزنند این چند نفر به بیماری «سوسکادیسم» (بیماری سوسک آزاری) مبتلا هستند. به علت مسری بودن این بیماری و امکان وجود این نوع بیماران در خوابگاه طرشت 2، پلیس به سوسک­ها هشدار داده است که قبل از ورود به این خوابگاه مسلح به زره بشوند و از قرص­های ضد هرگونه امشی استفاده کنند.

پرونده این چند جنایت­کار برای بررسی بیشتر به «دادگاه مبارزه با مفاسد حیوانی» فرستاده شد.

باشد که وقوع این حوادث دلخراش منشأ اثری باشد برای اقدامات فعالان اجتماعی و حیوانی، جهت یافتن راهکارهایی بهتر و بیشتر برای حفظ حقوق حیوانات.

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 1:6 |

اطلاعیه ی منتشر شده توسط اداره ی امور خوابگاه ها، برای ترساندن دخترهای خوابگاهی از گرگهای موجود در محله ی طرشت که از ساعت 9 شب به بعد بیرون میآیند.

 

              

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 19:27 |

به یک نفر با شرایط زیر برای ناظمه شدن در خوابگاه «طرشت 2» نیاز داریم. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایند:

www.Khabgah­­_e_Tarasht2.ir.org.com.edu

 

1.       دیپلم یا سیکل و یا حتی بی­سواد

2.       متنفر از هرگونه آدم تحصیل کرده ( خصوصاً مهندسین شریفی از خود راضی)

3.       داشتن یک بچه­ی دانشجو در دانشگاه آزاد واحد «سولوقون دره» در رشته­ی «تربچه­کاری» با گرایش­های «کاشت»، «داشت» و «برداشت».

4.       زبون دراز و بی ادب ( نداشتن تربیت خانوادگی برای برخورد با دانشجویان شهرستانی از ملزومات می­باشد!)

5.       عدم آشنایی با روش­های مسالمت آمیز برای حل مشکلات.

6.       ترشیده بودن و یا داشتن یک دختر ترشیده­ی زشت.

7.       فضول، همراه با گوش­های بسیار تیز.

8.       قابلیت جذب جاسوس از ملزومات می­باشد.

9.       هر گونه سابقه و تجربه­ی مدیریت امتیاز منفی به حساب می­آید.

10.   کسانی که با کامپیوتر آشنایی ندارند در اولویت می­باشند.

11.   کسانی که در خانواده­ی­شان کسی آشنایی با کامپیوتر ندارد در اولویت­تر (!) می­باشند (چون بعد از نشستن پشت کامپیوتر دفتر نظارت خوابگاه احساس «خدا» بودن در مسائل کامپیوتری به ایشان دست دهد و هیچ کس حتی دانشجوهای کامپیوتر را هم آدم حساب نکند).

12.   شلخته­ها و نامرتب­ها در اولویت­ترتر (!) می­باشند.

 

علاقمندان می­توانند با در دست داشتن مدارک زیر به اداره­ی امور خوابگاه­های دانشگاه صنعتی شریف واقع در ضلع شرقی دانشگاه مراجعه کنند:

1.       فتوکپی شناسنامه

2.       یک نفر باسواد برای پر کردن فرم­های مربوطه

3.       یک نفر لیسانس جغرافی دانشگاه آزاد واحد «دارقوز آباد» برای پیدا کردن ضلع شرقی

4.       یک عدد چادر (بهتر است از نوع عربی باشد) برای ظاهرسازی

 

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:38 |

این چند روز اتفاقات بسیار جالبی افتاده که باعث شده ما (من و چند تن از دوستان) یک ذره با مسئولین دانشگاه ارتباط پیدا کنیم و دلایل یک چیزهایی رو ازشون بپرسیم! در جریان این اتفاقات به یک سری نتایجی رسیدیم:

 

         نتیجه­ی شماره­ی 1:

مراحل ارتقای شغلی مسئولین خوابگاه طرشت 2:

·   توالت شور

·   جاروکش

·   نظافت چی راه پله ها

·   سرپرست نظافت چی­ها

·   رخت شور

·   سرپرست رخت شورخانه

·   مسئول سرپرست­های رخت شورخانه و نظافت چی­ها

·   مسئول لاس زنی با تأسیساتی­ها

·   مسئول «چشم و ابرو» برای نگهبان­ها

·   پاچه خوار کمک ناظمه

·   نیمچه کمک ناظمه

·   کمک ناظمه

·   ناظمه

·   سرپرست خوابگاه

 

نتیجه­ی شماره­ی 2:

·   جناب آقای مهههههههندس ­نقی­نسب همان ویرایش ایرانی­­_اسلامی اسطوره­ی یانگوم هستند.

·   سرکار خانوم «رزا منتظری» در ویرایش جدید کتاب آشپزی­شون قراره از تجربیات آقای مهههههندس در رابطه با پخت برنج اروگوئه­ای استفاده کنند.

·   با این که خدمت به خلق خدا (خصوصاً به موجود بدبختی به نام دانشجوی خوابگاهی) بسیار ثواب دارد. اما نباید مثل معاونین دانشگاه­های «تهران»، «امیرکبیر»، «علم و صنعت»، «شهید بهشتی» و ... ( که البته مفسد فی الارض) هستند از حیطه­ی مصوبات وزارت خونه خارج شد و برنج اوروگوئه­ای را با برنج مرغوب­تر تعویض کرد.

 

           نتیجه­ی شماره­ی 3:

·   جناب آقای ... در خانه یک گاو دارند که به این گاو «همسر» می­گویند.

·   مسئولیت نگهداری و تأمین غذای این گاو با آقای ... می­باشد.

·   این گاو خوب بدون اجازه­ی آقای ... حتی آب هم نمی­خورند.

·   این برادر مخلص، اعتقاد زیادی به خدمت به خلق خدا دارند.

·   یکی از خدمات ایشان، خدمت به دخترهای بی­سرپرست خوابگاهی است. چون به هرحال ما یک مشت شهرستانی ندید بدید هستیم که اومدیم تهران و جو گیر شدیم. و از آنجایی که ننه و بابا بالا سرمون نیست ممکن است هر ... بخوریم!

·   ما نه تنها ننه و بابا نداریم بلکه خودمون هم عقل و شعور نداریم!

·   بین دخترهایی که ساعت نه و نیم شب برمی­گردند و اون­هایی که ساعت 2 نصف شب برمی­گردند هیج تفاوتی وجود ندارد و همشون از دم یک مشت دختر ... هستند.

 

 

نتایج جدید­تر را در روزهای آتی به اطلاع عموم خواهیم رساند.

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 10:25 |