تبليغاتX
جیشت!

خبری که شب گذشته همه را تحت تأثیر قرار داد و  در مدت بسیار کوتاهی خبر اول خبرگزاری­ها شد:

 

نیمه شب پریشب (!)، یک عدد سوسک بی­خانواده­ی بی­خانمان که از غم، تنهایی، فلاکت و آوارگی در کوچه­ها و خیابان­ها خسته شده بود، به واحد 36 در خوابگاه طرشت 2 دانشگاه صنعتی شریف پناه برد. که در آن­جا توسط سه تن با نام­های «ش.ر.» ، «ل.ج.» و «ر.ب.» به قتل رسید.

 

آن طور که «خرس» (خبرگذاری رسمی سوسک­ها) گزارش نموده است، نیمه شب پریشب یکی از دانشجویان ساکن بلوک 3 در خوابگاه طرشت 2 به کلانتری منطقه­ی خودمختار طرشت مراجعه نمود و اظهار داشت که حدود ساعت 1 نیمه شب صداهای عجیبی از واحد 36 واقع در بلوک 3 به گوش می­رسیده است که باعث مشکوک شدن او و بقیه­ی ساکنین بلوک شده و به همین علت به کلانتری مراجعه نموده و خواستار پیگیری مسئولین ذی ربط شده بود.

به دنبال این ادعا، پلیس با یک اقدام فوری، این واحد را تحت نظر گرفت و یک ساعت بعد با صدور مجوز ورود، به این واحد وارد شدند.

در ابتدا ساکنین این واحد هرگونه اتهامی را رد نمودند ولی با پیدا شدن آلات قتاله، مجبور به اعتراف شدند.

                   

                      

 

در اعترافات «ل.ج.» آمده است: «ساعت 1 نصفه شب بود که با ورود یک عدد سوسک به واحدمون، کار ما شروع شد و تصمیم گرفتیم که نقشه­ی شوممون رو اجرا کنیم. به این ترتیب «ر.ب.» از یک اسپری استفاده کرد که حاوی مواد سمی بسیار خطرناک بود و باعث  لرزش و گیجی می­شد، بعد نوبت به «ش.ر.» رسید که با یک جارو به جان سوسک افتاد و مغزش رو در کف اتاق متلاشی کرد. من هم در همین حین در حال تصویر برداری بودم تا بعداً عکس­هاشو رو ببینیم و لذت ببریم»

آن طور که روانپزشکان حدس میزنند این چند نفر به بیماری «سوسکادیسم» (بیماری سوسک آزاری) مبتلا هستند. به علت مسری بودن این بیماری و امکان وجود این نوع بیماران در خوابگاه طرشت 2، پلیس به سوسک­ها هشدار داده است که قبل از ورود به این خوابگاه مسلح به زره بشوند و از قرص­های ضد هرگونه امشی استفاده کنند.

پرونده این چند جنایت­کار برای بررسی بیشتر به «دادگاه مبارزه با مفاسد حیوانی» فرستاده شد.

باشد که وقوع این حوادث دلخراش منشأ اثری باشد برای اقدامات فعالان اجتماعی و حیوانی، جهت یافتن راهکارهایی بهتر و بیشتر برای حفظ حقوق حیوانات.

 

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 1:6 |

روش پخت «فرم تطبیق۱»:

 

                                   

 

مواد لازم:

  ۱. یک عدد کارنامه با نمرات درخشان (!)

  ۲. یک عدد فرم تطبیق

  ۳. یک عدد خودکار و زیر دستی

  ۴. مقدار زیادی اعصاب

  ۵. یک مسئول آموزش با حوصله

 

 

روش پخت:

 

۱. بعد از دریافت کارنامه و فرم تطبیق، درس­های موجود در کارنامه (۱۴۰واحد ناقابل) را به یک ترتیب  احمقانه­ی دیگر وارد فرم تطبیق کنید!

 

تبصره: برای مرتب کردن درس­ها، آرامش خود را حفظ نمایید. از دادن هرگونه فحش، بد و بیراه و کلمات رکیک به این و آن و خودتان خودداری کنید.

 

۲. بعد از اتمام نوشتار یک نفس راحت بکشید.

 

۳. وارد صف طویل «تطبیق» شوید.

 

۴. انتظار

 

۵. انتظار

.

.

.

.

.

۲۵۷. نوبت شماست! ذوق بی مورد نکنید!

 

۲۵۸. منتظر باشید تا مسئول آموزش همه­ی درس­های و نمرات توی فرم تطبیق را با کارنامه چک نموده و با یک خودکار قرمز رنگ تیک بزند.

 

تبصره: از اخم مسئول آموزش نهراسید! 

 

۲۵۹. فرم را دریافت نموده و خوشحالی نمایید.

 

تبصره: از هرگونه حرکات موزن در هنگام خوشحالی خودداری نمایید.

 

تبصره: از فکر نمودن در رابطه با موارد زیر خودداری کنید:

 

۱. چرا این کار را انجام دادید؟

 

۲. آیا «سیستم کامپیوتری» دانشگاه قابلیت Sort کردن درس­ها، را به نحو مورد نظر در فرم تطبیق ندارد؟!!!

 

۳. «سیستم کامپیوتری» دانشگاه چه قابلیت­هایی دارد؟!!!

 

۴. اصلاً دانشگاه «سیستم کامپیوتری» دارد؟!!!

 



[۱]  برای آن­ها که معنای فرم تطبیق را نمی دانند:

از دانش نامه­ی «ریحانة المعارف» نوشته ادیب قرن بوق هجری، ریحانه بیرجندی خراسانی

فرم تطبیق: چند کاغذ را گویند که به علت کپی شدن متناوب در طی سالیان متمادی، با دستگاه­های فرسوده، قابلیت خوانده شدن (!) ندارد.

این چند کاغذ برای آزار و اذیت فرد فارغ التحصیل در پایان دروه­ی کارشناسی طراحی شده­اند تا فرد در شرف فارغ التحصیلی بداند که در حال دریافت چه مدرک مهمی است!!!

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 20:31 |

اطلاعیه

از کلیه دوستان، آشنایان، همکلاسیان محترم و محترمه حتی دشمنان و کسانی که اصلا نمی­شناسمشون خواهشمندم در RUNهای پروژه­ی کارشناسی همراهی بفرمایند!

هر گونه کامپیوتر حتی پنتیوم صفر (!) یا پنتیوم­های زیر صفر هم پذیرفته می­شود!

بعد از تحویل پروژه از همه­ی کسانی که به بنده کمک کردند، به صرف شربت، شیرینی و شام دعوت خواهد شد!

                                                                                                           با تشکر

                                                                                                   مهندس بعد از این (!)

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 14:17 |

این «آقای کاظم»، مدیریت گروه Aerospace82، چند روزه که خودش رو خفه کرده که برای این گروه توی وبلاگ پرطرفدار من تبلیغ کنه!

چی کار کنم عادت ندارم دل بچه­ها رو بشکونم!!!

.

.

.

از دوستان خوب هوافضایی ورودی 82، درخواست می­کنم برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با این گروه جدید به لینک زیر مراجعه کنید:

  http://www.aerospace82.blogfa.com                                  

 

قابل توجه است که این گروه، با گروهی که در بدو ورود به دانشگاه تشکیل دادیم فرق می­فکولد!

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 11:7 |