تبليغاتX
جیشت!

اين سرود رو لومر فرانسوي(موسيقي‌دان نظامي اعزامي به ايران در دوره قاجار)  ساخته. اين سرود براي پيانو نوشته شده و يك بار موقع ورود مظفرالدين شاه قاجار در پاريس اجرا شده. اين اجرا اولين اجراي رسمي و با ارکسترشه كه بيژن ترقي (به پيشنهاد رهبر اركستر) برايش شعر سروده و در دهم و يازدهم مهرماه ۸۴ در تالار وحدت اجرا شده است.

      

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 20:12 |
 

                              

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 20:0 |

می دونین چرا مردها از زن های خشگل بیشتر از زن های باهوش خوششون می آید؟

چون قدرت چشم هاشون بیشتر از قدرت مغزشونه!!

+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 19:24 |
رسم نوشتن رو ....رسم و خوندن رو ...رسم یاد گرفتن رو ....در زندگی مدیون تو هستم ،تمام زندگی و نور چشمم تویی،تنها راه رهایی از تاریکی چشمانم تویی.....دوستت دارم ...عینک من!
+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 و ساعت 21:42 |

بدین وسیله از کلیه کسانی که مایل به تدریس آشپزی در برنامه های سیما هستند،دعوت می شود جهت ضبط برنامه،در یکی از روزهای هفته به جز ایام تعطیل،با در دست داشتن اصل قابلمه،قاشق و سایر ابزار آشپزی،به ساختمان صدا و سیما واقع در جام جم مراجعه کنند! دارندگان قابلمه های نچسب در اولویت هستند!

+ نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه هشتم فروردین 1385 و ساعت 22:16 |

توصیه ی ایمنی در ایام نوروز:

دوست عزیز:

در این ایام که لباس های نو پوشیده اید و خانه را به قصد دیدار آشنایان ترک می کنید به هیچ وجه از زیر درختان بلندی که بر روی آن ها چند کلاغ نشسته عبور نفرمائید.

                                          «روابط عمومی دایره ی مبارزه با کلاغ های بی نزاکت»

 

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 0:37 |

خیلی بی ادبی! چرا در مورد اسم وبلاگ من فکر بد کردی !!! واسه جواب سؤالی که توی اون ذهن منحرفت شکل گرفته، باید بگم به زبان محلی ما، جیشت یه کلمه است،اصلاً هم معنی بدی نمی ده!!!

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 0:34 |

خیلی وقته ننوشتم، نمی دونم تقصیر کیه؟ تقصیر دانشگاه ... تقصیر دوره زمونه... تقصیر خودم... شاید هم تقصیر... !!! به هر حال حالا بنده تصمیم گرفتم که دوباره بنویسم ،اما این بار یه فرقی با وقتی که دبیرستانی بودم داره و اون اینه که دیگه دست به قلم نمی برم چون این بار مجبورم همه اش را خودم تایپ کنم ... بدون هیچ کمکی!!!! نمی دونم برای شروع چی کار کنم چون معمولاً شروع هر کاری خیلی سخته.

چند روز پیش عکس های اردویی رو پارسال بهاربا بچه های دانشکده رفته بودیم نگاه می کردم این عکس هم توشون بود شاید برای شروع بد نباشه!!!

 

                                            

+ نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 0:28 |